عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
111
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
به طور مساوى ميان مردم قسمت مىكرد و يا شتر و اسب و سلاح مىخريد و در راه خدا ( يعنى براى جهاد ) قرار مىداد . همچنين قطيفههاى مداينى مىخريد و ميان بيوههاى مدينه تقسيم مىنمود . پس وقتى درگذشت ، عمر امنا ، از جمله عبد الرحمن بن عوف و عثمان بن عفان را به خانهء ابو بكر فرستاد تا بيت المال را بگشايند ، در آن درهم و دينارى نيافتند . مؤلف گويد : بر اين اساس ، سخن عسكرى كه مىگويد ، نخستين كسى كه بنياد بيت المال نهاد عمر است ، مردود است ، چنان كه خود عسكرى نيز متوجه اشتباه شده و در كتاب الاوائل « 1 » گويد : نخستين كسى كه متولى بيت المال شد ، ابو عبيدة بن جراح است از سوى ابو بكر . مىتوان دو قول را جمع كرد : ابو بكر تأسيس بيت المال نمود ، اما حساب و دفتر نداشت و عمر نخستين كسى است كه بيت المال را با حساب و كتاب بنياد گذاشت . ( 1 ) در الكامل ابن اثير ( وقايع سال پانزدهم هجرى ) آمده است كه عمر وظايف و عطايا معيّن نمود و ديوانها نهاد . در الاحكام السلطانيه ماوردى سبب اين كار را چنين نوشته است : ابو هريره مال هنگفتى از بحرين آورد . عمر پرسيد : چه مبلغ است ؟ ابو هريره گفت : پانصد هزار درهم . عمر آن را زياد انگاشت و گفت : مىفهمى چه مىگويى ؟ ابو هريره گفت : بلى و پنج بار گفت : صد هزار درهم [ يعنى پانصد هزار درهم ] . آنگاه عمر برخاست و خدا را شكر كرد و اعلام نمود كه اى مردم ، مال فراوانى رسيده ، خواهيد با پيمانه و خواهيد با شماره بر شما بخشش مىكنيم . مردى برخاست و گفت : اى حاكم مسلمين ! عجمان را ديدم كه دفتر و ديوان دارند ، تو هم ديوانى بساز . پس عمر در اين معنا طلب مشورت نمود . عثمان گفت : مال بسيارى است و اگر احصا نشود و گرفته از ناگرفته مشخص نگردد ، مىترسم خبر شايع شود [ و سوء استفاده به عمل آيد ] . خالد گفت : در شام فرمانروايان را ديدم كه ديوان دارند و نام لشكريان را مىنويسند . پس عمر طبق قول او ، عقيل بن ابى طالب ، جبير بن مطعم و مخرمة بن نوفل را كه از نسبشناسان قريش بودند ، بفرمود مردم را بر حسب مرتبه نامنويسى كنند . ( 2 ) در وفيات الاسلاف شهاب مرجانى « 2 » آمده است : نخستين كسى كه ديوان عساكر بنياد كرد ، عمر بود به سال بيستم هجرت كه به جبير بن مطعم ، مخرمه و عقيل كه هر سه از كاتبان قريش بودند ، دستور داد ديوان جيش را شروع از پيغمبر و سپس به ترتيب نزديكى به پيغمبر ( ص ) بنگارند . خزاعى گويد : اينكه در زمان پيغمبر ( ص ) هم اسامى را مىنوشتند ، گهگاه بود ( مثل موردى كه حضرت به حذيفه فرمود نام آنان كه اسلام را بر زبان مىآورند بنويس ) . همچنين عطا در زمان پيغمبر ( ص ) وقت و مقدار معيّن نداشت ، اما در زمان عمر كه
--> ( 1 ) . عسكرى ، الاوائل ، ص 31 . ( 2 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف ، ص 368 .